عبدالله مستوفى
244
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اوليه صورت نگيرد . اين درخت كارى بخيابانهاى خارج شهر هم رسيد . دو خيابان از تهران بشميران ، كه يكى بسعدآباد ، و ديگرى بتجريش ميرود ، و در سر پل بهم ميپيوندد ، در طرفين دو نهر ، تنگ درز درختكارى شد . مخصوصا خيابان پهلوى ، كه بفاصلهء هردو متريك درخت چنار و بعلاوه در بين هردو چنار يك بوته گل سرخ هم كاشتند . مواظبت اين پادشاه ، در اين امر بقدرى بود كه در زمستان 1319 امر داد بلديه ، پاى درختهاى خيابان پهلوى را ، از سمت بيرون نهر بعمق يك متر و نيم ، كودبردارى و با كاميون از تهران كود حمل و كندهها را پر كردند . انتقاد شك نيست كه براى اجراى اين اقدامات شهردارى دورهء پهلوى تعدياتى هم به پارهاى از مردم شده است . شايد خيلى از اراضى موقوفه و مساجد و تكيهها در اين بينها از بين رفته باشد . همچنين ، وقتى كه خانهء فلان بيوه زن بىكس و كار محكوم به خرابى ميشده است ، اسباب زندگى صاحبخانهء بينوا را هم در كوچه ريخته باشند ، و بواسطهء نداشتن سرپناه همين خردوريز فقيرانهء او گرفتار تلف و تفريط هم شده باشد . يقينا در پرداخت قيمت خانهها بعضى اجحافات و تبعيضات هم به عمل آمده است . گذشته از اينها ، خيلى از عمارات شخصى سلطنتى هم بخرج شهردارى ساخته شده ، و حيف و ميلهائى هم در اين ضمنها در كار بوده است . براى آبيارى درختهاى خيابانهاى راه شميران ، و باغ سعدآباد ، آبهاى مردم را به زور گرفتهاند ، و بواسطهء آوردن آب از كرج به شهر ، چند تا ده در فشافويه و شهريار كم آب شده و مالكين اين دهات يكى دو سالى در زحمت بوده ، و با خرج و سعى فراوان توانسته باشند ، عوض آن را بكندن قنات نو ، جبران كنند ، يا اگر ملك آنها استعداد قنات نداشته است امروز هم گرفتار كمآبى باشند . يا بالاخره ، اين آب كه قديم به شهريار و فشافويه ميرفته و براى مصارف شهر بتهران آورده بودند ، به بادنجان كارى نازىآباد ، واقع در جنوب تهران هم رسيده است . يا يك محلهء سنگلج خراب شده ، و اراضى آن فعلا باير افتاده است . بعقيدهء من تمام اين كارها جز يكى دوتاى از آنها ، بخصوص قسمت ما قبل آخر ، كه آن را مخالف حيثيت مقام سلطنت ، و اخاذى بىدليل و بىجهت ميدانم ، تماما بجا بوده است . خراب كردن يك محله البته خراب كردن يك محله ، براى ايجاد زمين و قيمت دادن از قرار ذرعى بيست و پنجهزار و سه تومان ، آن هم در موقعى كه قيمت زمين بياض در شهر بذرعى ده بيست تومان رسيده بود ، اجحاف بوده ، و چون شهر حاجتى به اين زمين نداشته كار خوبى نبوده است . چنان كه امروز هم بعد از شش هفت سال ، اين اراضى در مركز شهر باير افتاده ، و محل زبالهء رفتگرهاى بلديه شده است . من يقين دارم كه اگر سلطنت رضا شاه دوام آورده بود ، امروز اين محل هم به بناها و باغها و تأسيساتى مزين شده بود كه قبح غصب كردن آن را كاملا ميپوشاند .